5/02/2008
3/03/2008
3/02/2008
2/26/2008
2/15/2008
2/13/2008
2/03/2008
12/24/2007
Do we like the same books?
Just a friendly reminder that I invited you to Shelfari. Come see the books I love and see if we have any in common. Then pick my next book so I can keep on reading.
Click below to join my group of friends on Shelfari!
Tamhid
Shelfari is a free site that lets you share book ratings and reviews with friends and meet people who have similar tastes in books. It also lets you build an online bookshelf, join book clubs, and get good book recommendations from friends. You should check it out.
You have received this email because Tamhid (tamhid@gmail.com) directly invited you to join his/her community on Shelfari.
It is against Shelfari's policies to invite people who you don't know directly. Follow this link to prevent future invitations to this address. If you believe you do not know this person, you may view his/her Shelfari page or report him/her in our feedback section.
Shelfari, 616 1st Ave #300, Seattle, WA 98104
12/22/2007
Do we read the same books?
I just joined Shelfari to connect with other book lovers. Come see the books I love and see if we have any in common. Then pick my next book so I can keep on reading. thanks M.Firouzabadi
Click below to join my group of friends on Shelfari!
Tamhid
Shelfari is a free site that lets you share book ratings and reviews with friends and meet people who have similar tastes in books. It also lets you build an online bookshelf, join book clubs, and get good book recommendations from friends. You should check it out.
You have received this email because Tamhid (tamhid@gmail.com) directly invited you to join his/her community on Shelfari.
It is against Shelfari's policies to invite people who you don't know directly. Follow this link to prevent future invitations to this address. If you believe you do not know this person, you may view his/her Shelfari page or report him/her in our feedback section.
Shelfari, 616 1st Ave #300, Seattle, WA 98104
2/02/2007
چرا خودجوش تغيير آدرس داد ؟
دوست عزيز جناب آقاي ...
از آنجا كه ايراد ايشان وارد است و همچنين براي استفاده از بلاگ اسپات مشكات عديده اي وجود داشت لذا از اين پس خودجوش را در اين آدر س بخوانيد :
http://khodjoosh.blogfa.com/
اميدوارم همچنان خواننده ما باقي بمانيد...
1/14/2007
اتفاقات جالب رسانه ملي
التسميات: تکریم عدالتخواهان
12/26/2006
در تکمیل یادداشت " لوازم آرمانخواهی فارغ التحصیلان " از سایت مطالبه
یادداشت سایت مطالبه در موضوع لوازم آرمانخواهی فارغ التحصیلان نکات ارزنده و قابل توجهی را در بر داشت. در ادامه ازمنظری دیگر برخی عللی که منجر به جدا شدن فارغ التحصیلان از این ورطه می شود را مختصر طرح می نماییم. ابتدا از فعالین مختلف دانشجویی عذر خواهی می کنیم انشا الله که شما از دسته های زیر نباشید.
میان فعالین دانشجویی با آرمانخواهی بایستی اندکی تفاوت قائل شد. نوع فراگیر این پدیده به ورطه روزمرگی افتادن بخش زیادی از افرادی است که در دوران دانشجویی جز فعالترین دانشجویان و پرسر و صدا ترین و ظاهرا مطالبه کننده و ... بوده اند. و اگر بخواهیم این پدیده را خوب موشکافی کنیم ( که این نوشته فقط می تواند طرح موضوع کند ) باید بررسی کنیم که اولا فرد یا افراد مورد نظر که بوده اند و ثانیا چه شرایطی تغییر کرده و با چه شرایطی مواجه شده اند. در این موضوعات موارد زیر قابل طرح است :
اول : حقیقت آنست که همه کسانی که بعضا به عنوان فعال دانشجویی شناخته می شوند رکن آرمانخواهی را به صورت معرفتی و شناخته شده همراه ندارند. آنچه که از ایشان بروز می کند تماما آرمانخواهی نیست گرچه ظاهری آرمانخواهانه دارد. کنجکاوی ، هیجانات جوانی ، تجربه، بازیهای سیاسی، انگیزه ی توهمی انجام وظیفه (بویژه در بسیج دانشجویی) و حتی خدای نکرده شهوت شهرت، جبران کردن برخی کمبودها و شکستهای زندگی (مثل عدم موفقیت در تحصیل و ...) و... می تواند انگیزه های ابتدایی فعالیتهای ظاهرا آرمانخواهانه باشد. لذا آرمانخواهی در تمام وجود ایشان و عرصه های مختلف زندگی ایشان رسوخ نکرده است که با تغییر شرایط و ... پایدار بماند. با دقت در عرصه های مختلف زندگی این دسته از فعالین دانشجویی روشن می شود که در مقام عمل در همان دوران دانشجویی هم بعضا به آرمانهای مطرح شده پایبندی کامل وجود ندارد و دین کاریکاتوری در زندگی این دسته نمود دارد.
البته بدیهی است که نویسنده انتظار ندارد همه فعالین دانشجویی ابتدا به ساکن و در بدو ورود به دانشگاه چنین باشند لیکن حرکت به سمت تعمیق معرفتی آرمانخواهی و تسری آن به عرصه های عملی زندگی از ضرورتهای حین (ضمنی) فعالیتهای دانشجویی است. در این صورت می توان امید داشت تا به سمت زندگی در دیدگاه شهید آوینی (ره) حرکت نماییم: ما برای حفظ استقلال و اقامه عدل بر کرده زمین باید بیاموزیم که چگونه در یک مبارزه دائم زندگی کنیم. چرا که رسیدن به این نقطه نتیجه تلاشی طولانی است و یک شبه حاصل نمی گردد.
بر این اساس است که بارها و بارها به فعالین دانشجویی توصیه شده است که نسبت به شناخت محیطی که در آن هستند؛ هدفی که دنبال می کنند ، دورانی که پشت سر می گذارند و آینده ای که پیش روی دارند تعمق و تدبر نمایند و سعی نمایند فعالیتهای دوران دانشجویی را به عنوان قطعه ای از پازل زندگی ببینند تا بتوانند.
دوم : دانشگاههای فعلی کشور دارای فضای پاستوریزه هستند که در آن دیوارها و نگهبانان مانع از انعکاس مشکلات حقیقی جامعه به درون دانشگاه می شوند. به دیگر سخن آسیب گسست دانشگاه از جامعه همچنان یکی از مشکلات دانشگاههای کشور می باشد. تا چند سال قبل (و البته با تساهل و تسامح همچنان) در فعالیتهای دانشجویی مشکلات و مطالبات حقیقی مردم و جامعه نمود پیدا نمی کند. (به جز معدودی از تشکلها)
حال آنکه شناخت و درک و لمس مشکلات جامعه از ملزومات یک مبارزه حقیقی برای مطالبه آرمانهاست.
با این وضعیت دانشجویان فعال دانشجویی (اعم از آرمانخواهان حقیقی و یا مابقی) در یک بازه کوتاه از چنین فضایی با چنین فعالیتهایی (که همه اش سخن از گل و بلبل و گفتگو و آزادی و دموکراسی و اثبات نظریه الف و ... می باشد) خارج شده و به فضای دیگری پر از مشکلات متعدد اقتصادی و اداری و اجتماعی و ... وارد می شود. مسئولیتها و فشارهای ناشی از تاهل، مشکل شغل و کسب درآمد برای اداره زندگی، مشکلات زندگی به معنای حیات (نظیر بوراکراسی اداری ، گرانی ، ترافیک و.. ) و ... بر ایشان وارد می شود. حال در این فضا فراموشی فضای آرمانخواهی و لغزیدن در مرداب روزمرگی چندان هم تعجب برانگیز نخواهد بود مگر کسانی که :
1- گذشته فرد : کسانی که قبل از این تمرین کرده اند که با آرمانخواهی زندگی کنند و خود را در مقابل این مشکلات بیمه کرده اند. زندگی ساده ، تحمل سختی ها ، چگونگی مواجهه با مشکلات و ... را آموخته و برای خود جا انداخته اند. یعنی مشمول این جمله امام خمینی (ره) باشند که : " تنها کسانی با ما تا آخر خط می مانند که درد فقر و محرومیت را چشیده باشند."
2- اعتقادات فرد : کسانی که بن دندان معتقد به آرمانخواهی هستند یعنی دسته خواص مقاوم. این دسته اگر هم تا کنون هم برای مقابله با این فشارها خود را آماده نکرده اند به حکم اعتقاد راسخشان و توکل بر خدا و لطف او به سرعت می اموزند که چگونه زندگی با این هجمه مشکلات مقابله نمایند.
3- همسر فرد : کسانی که توانسته اند همسرِ همراهِ آرمانخواهی انتخاب کنند که با استفاده از پتانسیل دو تا شدن (همان پتانسیل همسازی) نه تنها در سختی ها همراه او باشد بلکه بتواند او را در مقابله با سختی ها یاری و پشتیبانی کند که اگر او خواست عقب نشینی کند ، همسرش نگذارد و بالعکس.
4- و به تعداد زیاد می توان عوامل نوشت : میزان استقلال فرد از عوامل بیرونی ، محیطی که در آن حضور داشته است و دایره دوستان و معاشرت ها و ... لیکن سه عامل مطرح شده اصلی ترین عوامل می باشند.
و یرزقه من حیث لایحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ الامر و قد جعل الله لکل شی قدرا
لغو قطعنامه پیش شرط آغاز مذاکرات
1- بی اثر بودن قطعنامه طرح امری غیر قابل انکار است. شناخت ابتدایی از روحیات ملت ایران و سابقه تاریخی ایشان قبل و بعد انقلاب براحتی نشان می دهد که جسارت زیر پا گذاشتن هر قانون غیر عادلانه ای حتی از سوی شورای امنیت در ایران و ایرانیان وجود دارد و خلاصه شورای امنیت آخر دنیا نبوده و نیست.
2- درباره تحریمها هم روشن است که گرچه کمی کار را سخت می نماید اما خود نعمتی است که بایستی از آن استفاده کرد.
3- متاسفانه برخی از موضعگیری های داخلی از سوی مسئولین حاوی اعلام آمادگی برای مذاکرات بود که به نظر اشتباه می آید. از قبل هم گفته شده بود و اینک هم باید عمل شود که پیام این قطعنامه پایان راه مذاکره است و برداشت عمومی ما این است که آنها دنبال مذاکره نیستند. تن دادن به مذاکره با وجود قطعنامه همان قصه هویج و چماق خواهد بود. لذا اینک ما بایستی پیش شرط لغو قطعنامه را برای نشستن بر سر مذاکرات طرح نماییم.
4- روابط با آژانس بین المللی انرژی هسته ای بایستی تعلیق و حتی تعطیل گردد چرا که علتی برای تداوم ان وجود ندارد. جز ضرر و محدودیت و ... ارمغان دیگری برای کشور ما نخواهد داشت.
5- اروپایی ها بازنده حقیقی این میدان می باشند ، چرا که اثبات کردند قادر نیستند نقشی مستقل از آمریکا در معادلات جهانی ایفا نمایند و همچنان در برابر فشارها می شکنند. حال آنکه اروپایی ها می توانستند با در نظر گرفتن حق مسلم ایران در بهره مندی از انرژی هسته ای و حل مسالمت آمیز این موضوع یکه تازی آمریکا در جهان را کاهش دهند.
6- آن دسته از قراردادها و روابط اقتصادی ما با سه کشور اروپایی که قابل لغو است بایستی لغو و به دیگر شرکتها واگذار شود. اگر برخی مدعی هستند که این اقدام تاثیری بر اقتصاد این سه کشور ندارد ما نیز مدعی هستیم که بر ما هم تاثیر چندانی ندارد و اگر هم داشته باشد اصولا وابستگی به این سه کشور لکه ننگ است و بایستی هزینه استقلال از این سه را هم پرداخت کرد. گرچه به نظر نویسنده این هزینه آنقدرها هم زیاد نیست.
7- روابط ما با روسیه و چین نیز باید شفاف تر شود. اینک به نظر می رسد که در میان طرفهای درگیر در موضوع روسیه و چین بیشترین سود را می برند چرا که از طرفین ماجرا امتیاز گرفته و در یک نقطه طرفین را به حداقلی راضی می نمایند. سیاستمداران عرصه خارجی بایستی معادلات دیپلماتیک را بگونه ای رقم بزنند که روسیه و چین صرفا به خاطر مصلحت خودشان و ... بدون امتیاز گرفتن از ما به نفع ما در معادلات وارد شوند. اصولا پناه بردن از آمریکا و اروپا به روسیه . چین غلط می باشد و ما بایستی مستقل در عرصه سیاست خارجی وارد شویم و به مزیت های نسبی خودمان متکی باشیم هر چند سخت است و پر هزینه اما ارزشمند. ضمن اینکه بایستی برای ملت ایران روشن شود که تا کنون چه امتیازهایی را در ازای چه دستاوردهایی به این دو کشور داده ایم.
12/16/2006
رکود و جنبش دانشجویی
کارکرد اول جنبش دانشجویی مطالبه حقوق ملت از مسئولین است. به عبارت دیگر فعالین دانشجویی بلندگوی مطالبات عمومی می باشند. در این بعد متاسفانه در سالهای پس از 1377 تا سالیان اخیر (82) عملکرد قابل قبولی از جنبش دانسجویی در دست نیست. طرح مطالبات کاذب، فاصله گرفتن از مردم و مشکلات حقیقی آنها و .... از آسیبهای این دوران بوده است. در دو سه سال اخیر گرچه جریانات دانشجویی نظیر جنبش عدالتخواه توانستند این خلا را پر نمایند اما همچنان ضعف عدم مطالبه حقوق ملت و محدود شدن در دغدغه های کاذب جریانات سیاسی از آسیبهای حاکم بر اکثر جریانات دانشجویی است.
کارکرد دومی که برای جنبش دانشجویی متصور است جریان سازی اجتماعی و رقم زدن تحولات اجتماعی است. به عبارت مشهورجنبش دانشجویی قشر پیشرو جامعه می باشد. در این معنا البته کارکرد جنبش دانسجویی در سالهای اخیر قابل نقد جدی است. این ضعف که نتیجه ضعف اول بوده و خود را با تاخیر زمانی چند ساله نشان داده است منجر شده تا قشرهای دیگر سکوی هدایت افکار عمومی و تحولات جامعه را تصرف کنند و میزان اثرگذاری فعالیتهای دانشجویی در توده مردم به شدت کاهش یابد. انتخابات شورای شهر دوم ، مجلس هفتم و بویژه ریاست جمهوری نهم به خوبی گواه این مطلب است. البته در همین دوران هم بعضا رویدادهای تاثیر گذار و جریان سازی را شاهد بوده ایم (نظیر کارتن خوابها و ...) لیکن تعداد آنها در مقایسه با کارایی جنبش دانسجویی چندان قابل قبول نیست
بر این اساس ادعای اینکه جنبش دانشجویی سالهایی را در رکود گذرانده چندان غیر واقعی نیسات لیکن روی آوردن بخشی از جنبش دانشجویی به پیگیری مطالبات حقیقی مردم در سالیان اخیر می تواند نوید این باشد که با گذشت بازه زمانی چند ساله میزان اثرگذاری جنبش دانشجویی بر تحولات جامعه افزایش یابد. این بازه زمانی را می توان بازه زمانی جلب اعتماد عمومی دانست.
نکات قابل توجهی برای فعالین دانشجویی
اگر جنبش دانشجویی بخواهد جایگاه حقیقی خود را بازیابد بایستی ملزومات و شرایط آن را در نظر بگیرد. مهمترین ملزومات و شرایطی که آسیبهای فعلی جنبش دانشجویی برآمده از آن است را می توان در موارد زیر خلاصه کرد :
1- آرمانخواهی : مهمترین رکن کلیدی جنبش دانشجویی است. پذیرش مصلحت اندیشی های محافظه کارانه از سوی جنبش دانشجویی منجر به فراموشی آرمانهای حقیقی میگردد.
2- حفظ استقلال در رای و نظر از دولت و احزاب سیاسی که منجر به تغییر لحن نقادنه عدم جرات
3- پشتوانه نظری و معرفتی
4- تفکر و تعمق برای نو آوری و ...
12/13/2006
از سایت الف : دو جفا به احمدی نژاد
"الف" با تعمد، فیلم ها و بازتاب تلخ بین المللی این واقعه را منتشر کرده است تا بلکه عاملان و عامدان روی صحنه و پشت صحنه این ناهنجاری ها از رفتار و علكرد خود شرمسار شوند .
به نظر می رسد دو گروه به ظاهر متضاد و افراطی در ائتلافی نانوشته دست در دست هم دادند تا واقعه دوشنبه دانشگاه امیر کبیر اتفاق بیفتد . دو گروهی که در این یک سال و نیم، بیشترین اجحاف و بی انصافی را در حق دکتر محمود احمدی نژاد روا داشته اند .
گروه اول افراطیون مخالف احمدی نژاد هستند . همان افراطیونی که از شدت موافقت با خاتمی، در سال های آخر دولت دوم خرداد، از وی عبور کرده و در طول سالهای 76 تا 84، خاتمی را به شوریدن علیه نظام تحریک کردند و اجازه ندادند کشور از ظرفیت های خاتمی بهره مناسبی ببرد .
این افراطیون که پیاده نظام احساساتی و تحریک شده خود را روز دوشنبه به میدان فرستادند، از قضا کارنامه ای سیاه در مفاسد اقتصادی و سوء استفاده شخصی از بیت المال دارند و طی یکسال و نیم گذشته در روزنامه ها و سایت های خود، وقیحانه و با زشت ترین عبارات، رییس جمهور منتخب را آماج توهین و ناسزا قرار داده و می دهند .
اگر بی غرضانه و عمیق به تصاویر دشنام گویی جوانان وابسته به محفل تندروی دوم خرداد به رییس جمهور ایران را نگاه کنیم، باید به ظرفیت بالای تحمل و بردباری مسوولان نظام و فضای آزادی بیان موجود در دانشگاهها ببالیم، به ویژه که به خاطر آوریم در کشورهای منطقه ما چنین ظرفیتی برای اعتراض و اظهار نظر گستاخانه هرگز وجود ندارد.البته بايد قدردان آقاي خاتمي و دوم خرداد هم باشيم كه اين فضاي باز سياسي را در كشور احيا كردند... ای کاش جوانان احساساتی و معترض دانشگاه امیر کبیر، لختی با خود بیندیشند که از این ظرفیت آزادی بیان، چگونه می توان برای تحقق آرمانهاي اصیل عدالتخواهانه و آزادی خواهانه جنبش دانشجویی بهره برد.
نگاه این عده به ماجرای عمیق، پیچیده و عبرت آموز سوم تیر و مساله انتخاب اعضاء کابینه و سمت های دولتی، چنان زشت، مشمئز کننده و به دور از ماهیت اصولگرایی است که اين افراد خیلی زود راه خود را از جبهه اصولگرایی جدا کرده و دیری نخواهد پایید که از اطراف رییس جمهور نیز زدوده شوند .
خسارت جفایی که این عده بر شخص احمدی نژاد روا می دارند، هرگز کمتر از توهين جوانان احساساتی و تندروی دوم خردادی نیست و چه بسا دولت دکتر احمدی نژاد، بیشتر از مخالفان کینه جو، از دوستان كوته بين خود صدمه دیده است.
همان دوستانی که هشدارهای دلسوزانه درباره عواقب رشد نقدینگی را عقده گشایی نامیدند، همان ها که تلاش مجلس هفتم برای قوی تر شدن کابینه را اخلال در کار دولت نامیدند و همان ها که تورم نسبتاً شدید موجود را انکار می کنند.
رئیس جمهور از دو سو در حال قیچی شدن است. این نو دولتان کوته فکر، همان بلایی را بر سر احمدی نژاد خواهند آورد که«کارگزاران» بر سر هاشمی و «مشارکت» بر سر خاتمی آورد، مگر آنکه شخص دکتر محمود احمدی نژاد، از تجربه هاشمی و خاتمی درس گرفته و «خاله خرسه ها» را از خود براند.
التسميات: دولت نهم
12/12/2006
انتخابات میان دوره ای مجلس
http://koushki.parsiblog.com/
التسميات: تکریم عدالتخواهان
امیرکبیر ؟


التسميات: تشکلهای دانشجویی, دولت نهم
12/11/2006
بخش آخر نامه
آنچه که به عنوان کاريکاتور قرار بود در دانشگاه شهيد باهنر به معرض نمايش دربيايد آثار هنرمند متعهد مازيار بيژني است که قبلا در روزنامه کيهان منتشر گرديده است. سوال اينست که آيا معدل فهم و قدرت تحليل عموم دانشجو در قياس با عموم مردم پايينتر است ، که آنچه که در افکار عمومي منتشر گرديده قابليت طرح در دانشگاه را ندارد؟
نگاه مسئولين مربوط، به دانشجو چگونه است که پرداختن به مفاسد اقتصادي را سياه نمايي تلقي مي نمايند. ايشان از ما مي خواهد که فقط دستاوردهاي انقلاب را در دانشگاه به نمايش بگذاريم. آنچه ما مي گوييم چيزي جز آنچه که رهبر فرزانه انقلاب به ما امر نموده اند، نيست :
مسئله عدالتخواهي را دهها بار با مسئولاني که وظيفه اجرايي دارند مطرح کرده ام و اين طور نبوده که هيچ عمل نشود و پيش نرود؛ چرا کارهايي هم شده و پيش هم رفته است؛ اما همه اين حرکتها براي ماندگاري و عمق يابي پشتوانه مي خواهد، که آن پشتوانه مطالبه و خواست، شما هستيد. منظورم از مطالبه و خواست هم اين نيست که انسان مشتش را گره کند و مساله اي را بخواهد؛ نه، بلکه بدانيد که اين مطالبه و خواسته لازم است و باور کنيد نيازي قطعي و حياتي براي کشور و جامعه است. . .
. . . اگر شما جوانان نگاه به قله هاي آرماني را کنار بگذاريد، برآيند غلطي به وجود خواهد آمد. برآيند آرمان گرايي شما و چالش مسئولان با مصلحتها، برآيند معتدل و مطلوبي خواهد شد، اما اگر شما هم دنبال مصلحت گرايي رفتيد و گرايش مصلحت انديشانه – يعني صد در صد با واقعيتها کنار آمدن- .ارد محيط فکري و روحي جوان و دانشجو شد آن وقت همه چيز به هم مي ريزد و بعضي آرمانها از ريشه قطع و گم خواهد شد. دانشجويان نبايد آرمانگرايي را رها کنند. (15/8/82)
به اعتقاد ما اولويت اول جنبش دانشجويي عمل به پيام 6/8/81 رهبري با مدنظر قرار دادن جميع بيانات ايشان به دانشجويان من جمله مطالب بالا است.
توقع ما از مسئولين اين نيست که پرداختن به نقصهاي انقلاب را مساوي سياه نمايي قرار دهند. به اعتقاد ما اگر چنين سيره اي رخ دهد آنگاه است که تمام ضعفها نه به خطاي مسئولين که به نام انقلاب نوشته خواهد شد و ديگر هيچ جايي براي دفاع از آرمانهاي انقلاب باقي نخواهد ماند. صحيح آنست که بازنگري عملکرد انقلاب و ضعفهايي که بواسطه ندانستن، نخواستن و يا نتوانستن رخ داده را پيش از آنکه دشمنان به نام انقلاب بنويسند خود مطرح و اصلاح نماييم. تاريخ 27 ساله انقلاب رويدادهاي تاريخي تلخ و شيرين بسياري را در دل دارد که مجال اين نوشته نيست.
در نهايت متاسفانه علي رغم طرح همه اين نظرات طرفين به فهم مشترک از مباني و اهداف اردوهاي جهادي و جايگاه مطالبه در اين اردوها نرسيده اند و ستاد دانشجويي براي حفظ حرمت دانشگاه و استقلال دانشجوي و صيانت از مباني فکري اردوهاي جهادي، با تمام احترام به مسئولين امر تصميمِ عدم همراهي با ايشان را اتخاذ نمود.
از رهگذر اين رويداد تلخ که بعضا با يادآوري خاطرات دانشجويان در فراهم کردن مقدمات تلختر هم مي گردد، عوارض و صدمات جدي رخ داده است که مهمترين آنها عبارت است از :
1- دلسردي دانشجويان نسبت به تصميم هاي جسورانه و گام نهادن در عرصه فعاليتهاي دانشجويي پس از دخالتهاي غيرقابل قبول مسئول محترم ... که يکي از بارزترين مصداقهاي آن اعمال نظر در تراکت دانشجويي و ... است.
2- سلب اعتماد مسئولين محترم استان نسبت به فعاليتهاي دانشجويي با توجه به رايزني کسترده با مسئولين استان
3- انتظارات بي پاسخ مردم منطقه
التسميات: تشکلهای دانشجویی
بخش دوم نامه ...
1- گرچه حساسيت فضاي بين المللي حاکم براي جنبش دانشجويي قابل درک است، ليکن تعارض آن با پرداختن به مسائل داخلي نظام را درنيافتیم. سوال ما اين است که مگر شرايط بين المللي رو به بهبود هم مي رود. کدامين روز در 27 سال گذشته فشارهاي بين المللي بر نظام جمهوري اسلامي و دنياي اسلام نسبت به روز قبل کاهش یافته است. اگر بنا بر اين است که پرداختن به مشکلات دروني نظام به بهانه مشکلات بين المللي - آن هم از سوي جنبش دانشجويي- متوقف گردد بايستي به اين سئوال هم پاسخ داد که بالاخره کدامين زمان وقت مطالبه است؟
2- متاسفانه برخي آموزه هاي ديني، فرمايشات حضرت امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري (حفظه ا... تعالي ) به فراموشي سپرده شده و به جاي آنکه در هر لحظه به فکر عمل به آن باشيم و آن را متن زندگي خود بياوريم به موضوعاتي سالگردي تبديل شده اند. اگر اين مشکل در حوزه فردي، مسئوليتي فردي دارد، در حوزه اجتماعي جنبش دانشجويي معتقد است که هيچ يک از اوامر رهبري نمي بايست روي زمين بماند، امري که متاسفانه در مورد پيام هشت ماده اي معظم له به سران سه قوه در برخورد با مفاسد اقتصادي رخ داده و اکنون پس از چهار سال از صدور پيام آنگونه که شان پيام اقتضا مي کرد، عمل نشده است. (البته اين بدان معناي ناديده گرفتن تدبير، صبر و اقدامات انجام شده تاکنون از سوي جنبش دانشجويي نيست.)
3- تعارض ميان مسائل داخلي و خارجي امري پذيرفته نيست. معتقديم اقتدار در عرصه بين المللي جز با پشتوانه داخلي ميسر نمي باشد و پشتوانه داخلي جز با اعتماد ميان مردم و حکومت و همدلي و همزباني اين دو محقق نمي گردد. در اين صورت است که مردم حاضر به تحمل سختي هاي پديد آمده از دشمني استکبار جهاني با انقلاب اسلامي مي باشند. در اين راستا از بهترين دستاورد پرداختن به مفاسد اقتصادي که برخورد با عاملان آن خواست مردم و دولت است ؛ اعتماد بيش از پيش مردم به دولت و بالعکس مي باشد.
التسميات: تشکلهای دانشجویی















